متن روضه:
دو سه نفر بودن از خواب می پریدن

یکیش امام حسن بود

هی میپرید میگفت نزن

مادرمو نزن

مادر من گناه داره نزن مادرمو

یه مادر از خواب پرید

زینب گفت چته رباب

گفت بچم کو

سرش بالای نیزه تاب میخورد

این دخترم تو خرابه داشت خواب میدید

دید با چوب با لبای باباش بازی میکنن

پرید از خواب گفت نزن بابامو

اگر این است تاثیر شنیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

زینب گرفتش تو بغل گفت چیه؟

میگه الان بابام اینجا بود

بابام کجاست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *